به خانه ی مجازی من خوش آمدید

من سعی کردم در این وبلاگ مطالب طنز،مناسبتی،مذهبی و...رو به نمایش بزارم.

به خانه ی مجازی من خوش آمدید

من سعی کردم در این وبلاگ مطالب طنز،مناسبتی،مذهبی و...رو به نمایش بزارم.

به خانه ی  مجازی من خوش آمدید

آخرین مطالب

۳ مطلب با موضوع «روز نامه» ثبت شده است

دیروز چمران آزمون ورودی مدارس خاص رو داد و خیلی خوب داد.

با وجود اینکه نصف بیشتر سوالاتش تو کتاب نبود و خیلی از حکایت ها و داستان ها رو از کتاب هایی مثل شاهنامه و گلستان آورده بود که تو کتاب نبود با بدبختی پیدا کردیم و دیدیم چمران درست زده گزینه رو.

الان هم دارم حاضر میشم تا برای من بریم.

دیروز برای چمران مادرم روزه گرفت امروز هم برای من.

دستش درد نکنه.

دیروز برای در رفتن درس هایی که برای تیزهوشان خوندم خواستم برم استخر که پدر گرامی اجازه نداد.

***

هر روز هم با داشسعر اینا تو ترکیه چت میکنیم،

ماشاءالله قربون داش گل اندامم برم خیلی هیکلی و با حاله.

***

هنوز هم دعوا ها و بحث و جدل های بین سه تفنگ دار رواج داره ولی هنوز هر سه تامون نوچه های خاندایی هستیم.

وقتی بزرگ شدیم هر کدوممون یه طوری در خدمت خادایی هستیم!!!؟

پاتوق لات های قدیمی قهوه خونه بوده پاتوق ما نایاب هاست

***

سه تفنگدار

amn+chmn+bmn

سام معینی
۱۹ ارديبهشت ۹۳ ، ۰۷:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

بیانات حجت السلام و المسلمین،شفیع الشافعین،ملک الملوکین،علی معینی
ایشان در مسجد چاقوکشان جعفر آباد اعلام کرد:

(بله،

یکی از اعتیاد ها،اعتیاد به فوتباله!

من در گذشته یکی از هواداران بزرگ تیم استقلال بودم و اگه یه روز استقلال می باخت یا مثلا اتفاق بدی براش میفتاد واقعا حال بدی پیدا می کردم اما بر نفس خودم غلبه کردم و کنار گذاشتم و یا به قول معروف ترک کردم!!!)

و در ادامه افزود:

(مثل دایی گرامی(در شرف ازدواج با خانم استغفرالله)است که روزگاری نامشmha blueبود من هم یکی از طرفدارانش بودم!

بله،بد دردی است طرفداری تیمی با اعتیاد به آن!!؟)

همچنین فرمود:

(چند وقت پیش از روی بیکاری داشتم پژمان نگاه می کردم یهو یه نفر گفت:(من صد سال واسه ی این تیم عربده کشیدم حالا بهش خیانت کنم؟)

یاد استقلال افتادم که خودم طرفدارش بودم...ممکنه مثلا بهش بد و بیراه بگم؟)

سام معینی
۲۶ فروردين ۹۳ ، ۲۲:۱۴ موافقین ۰ مخالفین ۱ ۰ نظر

خوب چون معلممون گفته بود این شعر رو حفظ کنم و برای اینکه چیزی امروز نوشته باشم این شعر رو که نمی دونم اسمش چیه می نویسم:

***

علم،بال است مرغ جانت را

بر سپهر او برد روانت را

*

دل بی علم چشم بی نور ست

مرد نادان ز مردمی دورست

*

نیست آب حیات جز دانش

نیست باب نجات جز دانش

*

دل شدو گر به علم بیننده

راه جوید به آفریننده

*

آنچه در علم بیش می باید

دانش ذات خویش می باید

اوحدی مراغه ای

در ضمن اگه شد  و معلممون معنی شو گفت اگه وقت گرانبهام اجازه داد معناش رو می نویسم!!؟

سام معینی
۲۸ آبان ۹۲ ، ۲۰:۱۹ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱ نظر