به خانه ی مجازی من خوش آمدید

من سعی کردم در این وبلاگ مطالب طنز،مناسبتی،مذهبی و...رو به نمایش بزارم.

به خانه ی مجازی من خوش آمدید

من سعی کردم در این وبلاگ مطالب طنز،مناسبتی،مذهبی و...رو به نمایش بزارم.

به خانه ی  مجازی من خوش آمدید

آخرین مطالب

علی خلیلی در سال ۱۳۷۱ در استان تهران متولد شد و تحصیلات خود را تا مقطع دیپلم ادامه داد.علی خلیلی از سنین نوجوانی با موسسه فرهنگی دینی بهشت آشنا شده و وارد این مجموعه ی فرهنگی شد. او که انگیزه و استعداد خوبی در انجام فعالیت های فرهنگی داشت خیلی زود به یکی از مربیان موفق این مجموعه تبدیل شد و پس از اخذ مدرک دیپلم وارد حوزه علمیه امام محمد باقر(ع) شد)

شام نیمه شعبان تصمیم می گیرد بعد از هیئت رفقای نوجوانش را از نارمک تا محله خاک سفید تهران بدرقه کند. شاید نگران بود. اضطراب اینکه نکند نیمه های شب برای هم هیئتی های کم سن و سالش خطرساز باشد. غیرتش اجازه نداد تنها راهیشان کند.
اما در میان راه متوقف شد. غیرتش به جوش آمد. عده ای خناس در حال آزار و اذیت دختر جوان بودند. دخترک وحشت زده استمداد می طلبید. تاب نیآورد. امر به معروف کرد. محل نگذاشتند. طاقت نیآورد. جلو رفت. جامه به دندان گرفتند و گریختند. دخترک دامنش آلوده نشد. اما لحظاتی بعد...قمه جاهلی و اب دیده دیوان و ددان، خون علی را بر زمین ریخت. ماهها گذشت؛ تا در خلسه بهاری نوروز زهرائی سلام الله علیها، نام علی در قطعه آسمانی و بهشتی شهدای غیرت نقش ببندد.
علی پهلوان و خوش عیار ماهها با بیماری دست و پنجه نرم کرد. طی این ایام آنقدر زخم زبان شنید که زخمهای جانکاهش را فراموش کرد. روزهای پایانی عمر کوتاهش نامه ای خطاب به رهبری نوشت تا تسکین و التیام زخم هایش باشد. زخم هائی که این روزهای آخر نه بر جسم که روح و قلبش را جریحه دار کرده بود. وقتی که مذهبی های تسبیح به دست و جانماز آب کشیده او را نصیحت می کردند؛ " جوان مگر مملکت قانون ندارد تو چرا درگیر شدی؟... رهبر هم راضی نبود جانت را به خطر بیاندازی.... و الخ" و چه خوش گفت که از زاهدان خشک مجو پیچ تاب و عشق.
اماعلی جان داد چون نخواست و نمی توانست بی غیرت باشد. ابرو در هم کشید و جان بر کف نهاد چرا که دفاع از ناموس را فتوای اخلاق و حکم دین می دانست و خونش را نیز در راه دفاع از غیرت و مردانگی اهدا کرد. *علی عزیز شهید غیرت است نه شهید امر به معروف.*
اهل ظاهر شاید در آن لحظه به بیش از تذکر لسانی فهم نمی کردند. اینکه به حکم امر به معروف اگر ضرر جانی داشت نباید خطر کرد. عافیت اندیشی فقط یک انسان را فدا نمی کند؛ غیرت را به خاک می کشد.
ماجرا اینجا تذکر لسانی نبود. قصه دفاع از ناموس بود که تاب از علی ربود. خون علی از رگ غیرتش جاری شد تا روح بلند مردان با غیرت زنده بماند. رخ گلگونش راز ماندگاری قلندری و رستم صولتی است. با خونش حرفها زد؛ نقشی ماندگار...در طلب ما بی زبانان امت پروانه ایم/ سوختن از عرض مطلب پیش ما آسانتر است.


http://biographyha.com/wp-content/uploads/2014/03/Ali-Khalili-biographya-com-4.jpg

نامه شهید علی خلیلی به رهبر انقلاب قبل از شهادت


متن زیر نامه شهید علی خلیلی می باشد که 15 روز قبل از شهادتش خطاب به رهبر معظم انقلاب نوشته است.
سلام آقا جان!
امیدوارم حالتان خوب باشد. آنقدرخوب که دشمنانتان از حسودی بمیرند و از ترس خواب بر چشمانشان حرام باشد.اگر از احوالات این سرباز کوچکتان خواستار باشید،خوبم؛
دوستانم خیلی شلوغش میکنند.یعنی در برابر جانبازی هایی که مدافعان این آب و خاک کرده اند،شاهرگ و حنجره و روده و معده من عددی نیست که بخواهد ناز کند...هر چند که دکتر ها بگویند جراحی لازم دارد و خطرناک است و ممکن است چیزی از من نماند...
من نگران مسائل خطرناک تر هستم...من میترسم از ایمان چیزی نماند.آخر شنیده ام که پیامبر(ص) فرمودند:اگر امر به معروف و نهی از منکر ترک شود،خداوند دعاهارا نمی شنود و بلا نازل میکند.من خواستم جلوی بلا را بگیرم.
اما اینجا بعضی ها میگویند کار بدی کرده ام.بعضی ها برای اینکه زورشان می آمد برای خرج بیمارستان کمک کنند میگفتند به تو چه ربطی داشت؟!!مملکت قانون و نیروی انتظامی دارد!
ولی آنشب اگر من جلو نمیرفتم، ناموس شیعه به تاراج میرفت ونیروی انتظامی خیلی دیر میرسید. شاید هم اصلا نمی رسید...
یک آقای ریشوی تسبیح بدست وقتی فهمید من چکار کرده ام گفت : پسرم تو چرا دخالت کردی؟ قطعا رهبر مملکت هم راضی نبود خودت را به خطر بنندازی!
من از دوستانم خواهش کردم که از او برای خرج بیمارستان کمک نگیرند،ولی این سوال در ذهنم بوجود آمد که آقاجان واقعا شما راضی نیستید؟؟آخر خودتان فرمودید امر به معروف و نهی از منکر مثل نماز واجب است.
آقاجان!
بخدا دردهایی که میکشم به اندازه ی این درد که نکند کاری بر خلاف رضایت شما انجام داده باشم مرا اذیت نمیکند.مگر خودتان بارها علت قیام امام حسین(ع) را امر به معروف و نهی از منکر تشریح نفرمودید؟
مگر خودتان بارها نفرمودید که بهترین راه اصلاح جامعه تذکر لسانی است؟
یعنی تمام کسانی که مرا توبیخ کردند و ادعای انقلابی گری دارند حرف شمارا نمی فهمند؟؟؟یعنی شما اینقدر بین ما غریب هستید؟؟؟
رهبرم!
جان من و هزاران چون من فدای غربتت.بخدا که دردهای خودم در برابر درد های شما فراموشم میشود که چگونه مرگ غیرت و جوانمردی را به سوگ مینشینید.
آقا جان!
من و هزاران من در برابر درد های شما ساکت نمیشینیم و اگر بارها شاهرگمان را بزنند و هیچ ارگانی خرج مداوایمان را ندهد بازهم نمیگذاریم رگ غیرت و ایمان در کوچه های شهرمان بخشکد.
بشکست اگر دل من بفدای چشم مستت
سر خمَ می سلامت شکند اگر سبویی

واقعا مظلوم شهید شده...

سام معینی
۳۰ مرداد ۹۴ ، ۲۳:۴۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

سلام،واقعا اوضاع بعضی ها ناراحت کنندس،

خدا هیچ وقت روزی رو نیاره که کسی بگه ای کاش...

خیلی برای من پیش اومده که در حال انجام دادن کاری به حرف گند نفر ادم حسابی گوش نکردم و بعدش کلی ضرر کردم،

برای مثال احتمال زیاد میدادم پدرم دوس نداره من با سن بالا تر از خودم نرم فوتسال ولی با رفیقام رفتم سالن،با این که خیلی هم سن خودم زیاد بودن ولی یهو با یه نفر برخورد کردم زیر چشم یه بادمجون گنده کاشته شده متاسفانه و دارم همین الان دردش رو میچشم...

این فقط موقوف به این مساله و مثال نیست...




سام معینی
۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۴۴ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰ نظر
الف)نپذیرفتن محدودیت های دراز مدت ۱۰ ساله
 
رهبر معظم انقلاب در این باره فرمودند: «آنها اصرار دارند بر محدودیّت بلندمدّت؛ ما گفتیم ما محدودیّت ده سال و دوازده سال و مانند اینها را قبول نداریم؛ ده سال یک عمر است؛ همه‌ی آنچه ما در این مدّت به دست آوردیم، در حدود ده سال طول کشیده است! بله، سابقه‌ی هسته‌ای در داخل کشور بیش از اینها است که بعضی اوقات هم گفته میشود در بعضی از بیانات، لکن در آن سالهای اوّل در واقع کاری انجام نگرفته بود؛ کار اساسی و عمده مال همین حدود ده پانزده سال اخیر است. محدودیّت ده‌ساله را ما قبول نداریم؛ ما مقدار سالهای معیّنی را که مورد قبول ما است به مجموعه‌ی هیئت مذاکره‌کننده گفته‌ایم که چه مقدار، محدودیّت را قبول کرده‌ایم، امّا تعداد سالهای محدودیّت را گفته‌ایم ده سال و دوازده سال و این چیزهایی که این حضرات میگویند قبول نداریم.»
 
اما تا کنون بر اساس گزاره برگ (فکت شیت) اولیه وزارخارجه جمهوری اسلامی ایران که در ۱۳ فروردین ۹۴ منتشر و ساعاتی بعد از سایت وزارتخارجه حذف شد (اینجا را ببینید) و هم چنین اظهارات آقای عراقچی در ۳۱ فروردین ۹۴ در دانشگاه علامه طباطبایی، محدودیت ۱۰ ساله برای برنامه هسته ای ایران قطعی شده است. در این باره عراقچی اظهار داشت:
 
 «با چشم اندازی که در مذاکرات وجود دارد بعد از ده سال محدودیت تولید ما می توانیم مراحل تکمیل غنی سازی را آغاز کنیم ... ما در برابر داشته های خود اعتماد نسبت به برنامه هسته ای و صلح آمیز بودن آن را به غرب دادیم و لازم بود برای این اعتماد سازی محدودیت در تولید و برخی نظارت ها را بپذیریم. ما پذیرفتیم تا ۱۰ سال ظرفیت سانتریفیوژهایمان پنج شش هزار باشد و ۱۵ سال مرکز غنی سازی جدیدی تاسیس نکنیم و آب سنگین نسازیم.»
 
 
ب/ ادامه تحقیق و توسعه و نپذیرفتن محدودیت برای آن
 
در این باره نیز رهبر انقلاب تصریح کردند: «در همین مدّتِ محدودیّت هم که ما قبول میکنیم، کار تحقیق و توسعه و ساخت و ساز باید ادامه پیدا کند، که این هم از جمله‌ی خطوط قرمزی است که مسئولین محترم روی آن تکیه کردند؛ گفتند ما حاضر نیستیم از تحقیق و توسعه دست برداریم؛ حق با اینها است. در طول این سالهای محدودیّت هم، بایست تحقیق و توسعه ادامه داشته باشد.»
 
اما این در حالی است که بر اساس متن توافق ژنو، ایران تعهد داد که حد تحقیق و توسعه خود را فراتر از حد «جاری» انجام دهد:
 
 Iran will continue its safeguarded R&D practices, including its "current" enrichment R&D practices, which are not designed for accumulation of the enriched uranium
 
ایران کارهای تحقیق و توسعه تحت پادمان خود شامل کارهای تحقیق و توسعه «جاری» غنی سازی خود را که با هدف انباشت اورانیوم غنی شده صورت نمی گیرد، ادامه خواهد داد.
 
لذ با وارد شدن  عبارت current (جاری) در متن توافق ژنو، موضوع تحقیق و توسعه ایران در حالت جاری و فعلی باقی  ماند و ایران تعهد داده که فعالیت های تحقیق و توسعه خود را بیش از میزانی که در حالت «جاری» و در حال اجرای آن بوده است انجام ندهد.
 
اما تاسف بار تر اینکه در بیانیه لوزان همین میزان نیز  از حد «جاری» به یک جدول زمانی و سطح توافق شده کمتر و محدود شده تری تبدیل شد:
 
«تحقیق و توسعه غنی سازی در ایران بر روی ماشین های سانتریفیوژ بر اساس یک جدول زمانی و سطح توافق شده، انجام خواهد شد.»
 
Iran's research and development on centrifuges will be carried out on a scope and schedule that has been mutually agreed
 
جالب آنکه اقای عراقچی دقیقا یک روز بعد از اعلام بیانیه لوزان در ۱۴ فروردین ۹۴ در برنامه گفتگوی ویژه خبری حاضر شد و ضمن اشاره به بخشهایی از محدودیت های تحقیق و توسعه ایران بر اساس مذاکرات لوزان گفت: «دو ماشین‌ ما IR-۶ و IR-۸ در طول زمان مراحل تحقیق و توسعه را طی خواهد کرد و در یک زمان مشخصی به مرحله‌ای خواهد رسید که آماده تولید است.»
 
این در حالی است که اساسا فرآیند تحقیق و توسعه یک ماشین سانتریفیوژ از هر نسلی، فقط تولید یک نمونه از آن ماشین نیست. وقتی یک ماشین جدید سانتریفیوژ تولید و یک نمونه آن گاز دهی می‌شود، هنوز فرآیند تحقیقاتی آن کامل نشده است، مثل صنعت خودروسازی که وقتی یک نمونه آزمایشگاهی خودرو از یک مدل جدید تولید و تست می‌شود به معنی این نیست که کار تحقیقات آن خودرو کامل شده است بلکه باید ده ها نمونه از این خودرو تولید و در شرایط مختلف تست شده و بکارگیری شود تا فرآیند تحقیقات کامل شده و تولید صنعتی خودرو ممکن شود. به طور مشابه، برای ماشین سانتریفیوژ نیز باید اول یک نمونه ماشین جدید، سپس سری های ده و۲۰ تایی ماشین تولید و تست شود، سپس نوبت تست یک زنجیره کامل فرا می رسد و حتی بعضا باید چندین زنجیره را نصب و با هم تست کرد تا ماشین به ثبات و پایداری لازم برسد و فرآیند تحقیق و توسعه یک ماشین سانتریفیوژ خاص کامل شده و آماده تولید صنعتی شود. 
 
 
ج/ لغو یکجانبه تحریم ها در روز «امضای توافق»
 
رهبر انقلاب در این باره نیز تصریح کردند: «تحریمهای اقتصادی و مالی و بانکی، چه آنچه به شورای امنیّت ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به کنگره‌ی آمریکا ارتباط پیدا میکند، چه آنچه به دولت آمریکا ارتباط پیدا میکند، همه باید فوراً در هنگام امضای موافقت‌نامه لغو بشود؛ بقیّه‌ی تحریمها هم در فاصله‌های معقول [لغو بشود]. البتّه آمریکایی‌ها در زمینه‌ی تحریمها یک فرمول پیچیده‌ی چند لایه‌ی عجیب و غریبی را مطرح میکنند که اصلاً اعماق آن معلوم نیست؛ از انتهای آن چه در می‌آید.»
 
در این باره نیز اگرچه تا کنون رییس جمهور بارها تاکید کرده است که تحریم ها در روز «اجرای توافق» لغو خواهند شد نه «امضای توافق»، اما فارغ از اظهارات متعدد مقامات آمریکایی مبنی بر «تخفیف بعضی تحریم ها نه لغو همه آنها» توجه در بیانیه لوزان نشان می دهد قرار نیست چنین اتفاقی بیفتد، چنانچه در متن بیانیه لوزان خبری از لغو تحریم های آمریکا نیست بلکه تنها به تعلیق (cease) اجرای تحریم های ثانویه آمریکا، آن هم پس از تایید راستی آزمایی آژانس درباره تعهدات ایران اشاره شده است:
 
«ایالات متحده اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با راستی آزمایی آژانس بین المللی انرژی اتمی از اجرای تعهدات کلیدی هسته ای ایران ، موقتا متوقف خواهد کرد.»
 
US will cease the application of all nuclear-related secondary economic and financial sanctions, simultaneously with the IAEA-verified implementation by Iran of its key nuclear commitments
 
این در حالی است که پیش از این بر اساس توافق ژنو  قرار بر رفع تحریم های مرتبط با هسته ای ایران در چهار حوزه تجاری، تکنولوژی مالی و انرژی بود ولی همین موضوع در بیانیه لوزان نیز به تعلیق تحریم ها فقط در دو حوزه مالی و تجاری تنزل پیدا کرده است. در متن توافق ژنو آمده بود:
 
 Comprehensively lift UN Security Council, multilateral and national nuclear-related sanctions, including steps on access in areas of trade, technology, finance, and energy, on a schedule to be agreed upon.
 
ولی در بیانیه لوزان با حذف دو قید انرژی و تکنولوژی از تحریم های مرتبط با هسته ای ایران، از لغو مشروط «اجرا و نه اصل آنها» توسط اتحادیه اروپا سخن گفته شده است:
 
The EU will terminate the implementation of all nuclear-related economic and financial sanctions
 
 
د/ رد مرجعیت آژانس به عنوان یک نهاد بی طرف 
 
رهبر انقلاب در این باره نیز تاکید کردند: «ما با موکول کردن هر اقدامی به گزارش آژانس مخالفیم. ما به آژانس بدبینیم؛ آژانس نشان داده که هم مستقل نیست، هم عادل نیست؛ مستقل نیست زیرا تحت تأثیر قدرتها است؛ عادل نیست [چون] بارها و بارها برخلاف عدالت حکم کرده و نظر داده. به‌علاوه، اینکه بگویند "آژانس باید بیاید اطمینان پیدا کند که فعّالیّت هسته‌ای در کشور نیست" این یک حرف غیر معقولی است. خب، چه‌جور میشود اطمینان پیدا کند؟ اصلاً اطمینان پیدا کردن [یعنی چه‌]؟ مگر تک تک خانه‌ها و وجب به وجب سرزمین کشور را اینها بگردند!»
 
این در حالی است که در متن توافق ژنو خبری از تایید اقدامات ایران توسط آژانس نبود اما متاسفانه در بیانیه لوزان مرجعیت آژانس به عنوان تایید کننده اقدامات و تعهددات ایران پذیرفته شده و همانطور که در بند قبلی نیز ذکر شد شرط تعلیق تحریم های ثانویه آمریکا علیه ایران نیز  مشروط به تایید و راستی آزمایی آژانس شده است: «ایالات متحده اجرای تحریم های مالی و اقتصادی ثانویه مرتبط با هسته ای را، همزمان با راستی آزمایی آژانس بین المللی انرژی اتمی از اجرای تعهدات کلیدی هسته ای ایران ، موقتا متوقف خواهد کرد.»
 
 
ه/ مخالفت با بازجویی از شخصیت ها و بازرسی های نامتعارف از کشور
 
 رهبر انقلاب در این باره فرمودند: «با بازرسی‌های غیر متعارف هم بنده موافق نیستم؛ پرس‌وجوی از شخصیّت‌ها را هم به‌هیچ‌وجه قبول ندارم و موافق نیستم؛ بازرسی از مراکز نظامی را هم نمیپذیریم همچنان که قبلاً هم گفتیم.»
 
اما تا کنون با توجه به متن توافق ژنو و بیانیه لوزان که در هر دوی آنها از پذیرش و اجرای پروتکل الحاقی از سوی دولت ایران سخن به میان آمده است، عملا زمینه برای هر گونه نظارت نامتعارف و هم چنین بازجویی از شخصیت های علمی یا امنیتی کشور فراهم شده چرا که اساسا فلسفه پذیرش و اجرای پروتکل الحاقی رفع نگرانی های نامحدود و ناتمام طرف مقابل است و بدیهی است زمانی که این موضوع از سوی ایران پذیرفته شود، بسیاری از اماکن نظامی و افراد مختلف برای بازجویی آژانس مطرح خواهند شد که آن وقت در ازای نپذیرفتن درخواست آژانس برای دسترسی به این اماکن و افراد، طرف مقابل ادعا خواهد کرد همچنان نگرانی هایش بابت پرونده هسته ای ایران پابرجاست و از آنجا نیز که شرط تعلیق تحریم های آمریکا به تایید آژانس گره خورده است، عملا هیچ تحریمی حتی تعلیق نیز نخواهد شد.
 
نکته تاسف بار آنکه در متن بیانیه لوزان ضمن تاکید بر پذیرش و اجرای پروتکل الحاقی توسط ایران، تعبیر "enhanced access" نیز به کار رفته است که عملا زمینه برای دسترسی های بیشتر و فرا پروتکلی آژانس به اماکن و افراد در ایران را مهیا کرده است:
 


A set of measures have been agreed to monitor the provisions of the JCPOA including implementation of the modified Code ۳.۱ and provisional application of the Additional Protocol. The International Atomic Energy Agency (IAEA) will be permitted the use of modern technologies and will have enhanced access through agreed procedures, including to clarify past and present issues


 
«یک مجموعه اقدامات برای نظارت بر اجرای مفاد برجما (JCPOA) شامل کد اصلاحی ۳.۱ و اجرای پروتکل الحاقی (تا هنگام تصویب در مجلس) مورد توافق واقع شده است. به آژانس بین المللی انرژی اتمی اجازه داده خواهد شد تا از فن آوری های مدرن استفاده کند و به منظور روشن کردن موضوعات گذشته و حال، دسترسی های آژانس که روی رویه آن توافق شده تقویت خواهد شد.
 
 
 
 
۲. آیا حمایت های محکم رهبر انقلاب با تحقق نیافتن خطوط قرمز تا الان منافات دارد؟
 
در عین حال بخش مهم دیگر سخنان رهبر معظم انقلاب حمایت ایشان از تیم مذاکره کننده هسته ای کشور و «امین»، «غیور»، «متدین» و «شجاع» توصیف کردن آنها بود. هر چند ایشان در ادامه تاکید کردند که این مساله نباید مانع نقد عملکرد این تیم شود و آنها معصوم نیستند و خطا هم می کنند: «البتّه بنده نمیخواهم بگویم اینها معصومند؛ نه، معصوم نیستند؛ ممکن است انسان یک‌جاهایی در تشخیص، در عمل خطا هم بکند، امّا مهم این است که به امانت اینها و به دیانت اینها و به غیرت اینها و به شجاعت اینها ما اعتقاد داریم.»
 
لذا توجه در اظهارات ایشان نشان می دهد نقدهای کارشناسانه به عملکرد تیم مذاکره کننده هسته ای نه تنها تزاحمی با تدین، شجاعت، غیرت و امین بودن آنها ندارد بلکه اساسا انتقادات وارده به عملکرد دو ساله تیم مذاکره کننده در تناقض با هیچ یک از این صفات نیست، بلکه اهدف تمامی انتقادات رفع اشکالات موجود برای رسیدن به یک «توافق خوب» بوده است، لذا این بخش از سخنان رهبر انقلاب صراحتا نشان می دهد اگر کسانی در این مدت در لوای نقد تیم مذاکره کننده، آدرس غلط داده و به جای بحث کارشناسی، انتقادات را شخصی کرده اند باید توجه کند که اصل انتقادات وارده بر تیم مذاکره کننده نسبت به چگونگی عملکرد و نتیجه اقدام آنهاست، نه ویژگی های فردی آنها.
 
همچنین توجه در سخنان رهبر معظم انقلاب در حمایت از تیم مذاکره کننده و همزمان یادآوری خطوط قرمز مذاکرات که تا کنون هیچ یک از آنها عملی نشده است و انشالله در فرصت باقی مانده با تلاش تیم مذاکره کننده عملیاتی خواهد شد، نشان می دهد ایشان در سایه تدبیر خود مانع ایجاد هر گونه شکاف کاذب شده و ضمن افزایش سرمایه اجتماعی نظام، زمینه «بهانه جویی» و «مقصر یابی» برای به نتیجه نرسیدن مذاکرات را از بین برده اند چرا که اگر این مذاکرات به نتیجه ای نرسد، بدون تردید مقصر اصلی و ردیف اول آن آمریکاست که یک بار دیگر در عمل نشان داده در زیاده خواهی و زورگویی های خود هیچ حد یقفی ندارد. لذا  امروز تیم مذاکره کننده هسته ای کشورمان بیش از هر زمان دیگری با پشتوانه حمایت رهبر معظم انقلاب فرصت دارد تا بارعایت خطوط قرمز، یک «توافق خوب» دست یابد و در این راه رهبر معظم انقلاب نیز لحظه ای از حمایت از تیم مذاکره کننده غافل نبوده اند، در غیر این صورت به نتیجه نرسیدن مذاکرات علتی جز زیاده خواهی آمریکا و بی منطقی طرف مقابل نداشته است و این درس بزرگی خواهد بود که در پس دو سال مذاکرات پی در پی با آمریکا برای ملت به دست آمده است.
سام معینی
۰۶ تیر ۹۴ ، ۱۲:۳۲ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱ نظر

بهنام محمدی نوجوان ۱۳ ساله زبر و زرنگی بود که به او تعلیمات لازم را جهت کسب اطلاعات از دشمن داده بودم، و به‌عنوان اطلاعات‌چی در خدمتم بود. یک روز به بهنام گفتم «برو پیش عراقی‌ها و بگو صدام کِی به خرمشهر می‌آید؟ مادرم یک گوسفند نذر کرده که هر وقت صدام آمد زیر پایش قربانی کند؛ آنوقت آن‌ها دیگر با تو کاری نخواهند داشت. بعد به آنها بگو که تعداد زیادی تانک از فلان مسیر در حال حرکتند و دارند به سمت شما می‌آیند»؛ می‌خواستم با استفاده از این ترفند جلوی پیشروی دشمن گرفته شود، تا نیروی کمکی برسد؛ که البته جلوی پیشروی دشمن گرفته شد، اما نیروی کمکی هیچ وقت نرسید.

همچنین در برخی اوقات که درگیر جنگ و دفاع بودیم، بهنام محمدی را می‌دیدم که دوان دوان جلو آمده و اطلاعاتی از آرایش نظامی دشمن به ما می‌داد، یا مثلا می‌گفت «تیمسار! به جان مادرم از فلان کوچه پنج تانک دارند به طرف ما می‌آیند»؛ که من فورا آرپی جی زن ها را به آن محور می‌فرستادم. خدا رحمتش کند.

* شجاعت بهنام در تعویض پرچم‌ها

یک روز بهنام وقتی که پرچم عراق را بالای یکی از ساختمان‌های بلند خرمشهر می‌بیند، به‌طور نامحسوسی خود را به ساختمان رسانده و به دور از چشم بعثی‌ها پرچم ایران را جایگزین پرچم عراق می‌کند؛ واقعا دیدن پرچم ایران بر فراز آن قسمت اشغال شده‌ خرمشهر روحیه مضاعفی را در بچه‌ها ایجاد کرده بود، و جالب‌تر اینکه عراقی‌ها  تا ۱۸ آبان متوجه این موضوع نشده بودند.

بهنام بعد از تعویض پرچم نزد ما آمده بود؛ دست او هنگام تعویض پرچم به دلیل ضخامت طناب، و سرعتی که در پایین کشیدن پرچم عراق و بالا بردن پرچم کشورمان داشت، مجروح شده بود. به گروهبان مقدم گفتم باند بیاورد و دست بهنام را پانسمان کند، مقدم باند را از کوله‌اش بیرون آورد، اما بهنام اجازه پانسمان دستش را نمی‌داد و با دویدن به دور من، مقدم را به دنبال خود می‌کشاند؛ به بهنام گفتم «چرا نمی‌ایستی؟! می‌خواهد پانسمانت کند تا زخمت چرک نکند»؛ بهنام رو کرد به من و گفت «باند را بگذارید برای سربازانی که مادر ندارند و تیر می‌خورند.»

هرچه سعی کردیم این نوجوان ۱۳ ساله اجازه نداد دستش را ببندیم؛ او یک مشت خاک روی دستش ریخت و رفت.

* چگونگی شهادت نوجوان دلاور

حدود ساعت ۹ صبح روز ۲۴ مهر، بهنام در «بازار نقدی» مورد اصابت ترکش «خمسه خمسه» قرار گرفت، و در پیاده‌رو به زمین افتاد؛ سپس تانک از روی زانوانش عبور کرد، که در اثر آن پایش از زانو به پایین قطع شد، و ایشان به این ترتیب به شهادت رسید.

** ماجرای نبش قبر شهید بهنام محمدی/ جسدی که بعد از ۳۱ سال سالم بود

مادر شهید محمدی می‌گفت که بهنام هر شب به خوابش می‌آید و می‌گوید «من از دوستانم جا ماندم، مرا به مسجد سلیمان ببرید»؛ به اصرار مادر شهید، ایشان را سال ۹۰ نبش قبر کردند. با اجازه علما قرار بر این شد که پیکر ایشان از محل دفن به مسجد سلیمان انتقال پیدا کند.

آیت‌الله جمی امام جمعه و جناب سروان دهقان با من تماس گرفتند و گفتند شما هم برای مراسم بیایید. بلیط هواپیما گرفتم و برای نبش قبرش رفتیم، من و حاج آقا کعبی جلو رفتیم مادرش سمت راست من و پدرش روبروی من قرار داشتند خاک را برداشتند و رسیدند به نزدیکی سنگی که روی جنازه ایشان بود؛ من رفتم جلو و گفتم «بیل را کنار بگذارید، چون استخوان‌های این بچه قطعا در این مدت پوسیده، و اگر تکه‌ای از این سنگ روی آن‌ها بیافتد استخوان‌ها از بین می‌رود. بگذارید من با دست خاک را کنار بزنم و استخوان‌هایش را سالم برداریم».

آرام آرام با دستانمان خاک را کنار زدیم و به سنگ رسیدیم، وقتی که سنگ اول را برداشتیم، با پیکر سالم شهید مواجه شدیم، من که در همان لحظه از حال رفتم، مادرش هم غش کرد؛ باور کردنی نبود، انگار که این بچه یک دقیقه پیش خوابیده است؛ بعد از ۳۱ سال هنوز زانویش خون می‌چکید.

مادر شهید محمدی، پیکر نوجوان شهیدش را ساعات زیادی در آغوش خود گرفته بود، و حاضر نبود او را از خود جدا کند؛ او می‌گفت «مردم! این بچه بوی گلاب می‌دهد؛ چرا می‌خواهید از من جدایش کنید؟ مگر نمی‌بینید که تمامی اعضایش سالم است؟ پس چرا می‌خواهید او را دفن کنید؟ مگر شما از دست بچه من سیر شده‌اید»؛ واقعا صحنه‌ی عجیبی بود.

من سال گذشته مادر بهنام را دیدم؛ به من گفت «جناب سرهنگ! عجب اشتباهی کردم؛ این بچه قبل از اینکه جایش را عوض کنیم هرشب به خوابم می‌آمد و با من حرف می‌زد، و می‌گفت "جایم را عوض کنید، من از دوستانم دور افتادم"، اما از وقتی که جایش را تغییر دادیم، دیگر مثل قبل به خوابم نمی‌آید»؛ من به ایشان گفتم «آیا شما ناراحتی که او خوشحال است»؛ گفت «خوشحالم از اینکه که او خوشحال است، اما ناراحتم که چرا هر شب نمی‌بینمش». ما چنین عزیزانی را داشتیم، که همه باید قدر این افراد را بدانیم."
 ***

این شهید تو کتاب دفاعی سال سوم راهنمایی یه خط راجع بهش حرف زدن اونم تو کادر(برای امتحان نمیاد)

سام معینی
۰۶ تیر ۹۴ ، ۱۲:۳۰ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

بهتون پیشنهاد میکنم هر وقت دلتون گرف و اعصبتون خورد شو یه سجده بکنین!!!

کتاب خوندن و معنی قرآن خوندن هم ولقعا موثره!!!

سام معینی
۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۳۴ موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰ نظر

از بعضی از اخلاق ها اصلا خوشم نمیاد،

مثلا خیلی ها به تقلید از جواد رضویان میگن واس ماس.

با صدای فوق العاده مسخره که یکم حتی شبیهش نیس،تو دل خودشونم فک میکنن خیلی حرفه ای هستن و الان مث خودش میگن و خیلی هم مناسب با مکانه این حرفشون...

راست بگم خودم اصلا نمیگم چون می دونم اصلا صدام شبیه جواد رضویان نیست.

یکی از بچه ها اومده پیشم مثلا ناراحته میگه:مراقبه از روی دست من نگاه میکرد به بکی از بچه ها میگفت...تو دلم گفتم تو که درست خیلی بده ترم اول تجدید آوردی هیچی هم که نخوندی،هیچی هم ننوشتیفمثلا چی رو میخواد از رو دست تو نگاه کنه؟؟؟

واقعا پر رو بود،اصلا نمیخوام پیم بشینه اونوقت یه ساعت اومده پیشم نشسته،ماشاالله دویست کیلو وزنشه میخواستیم تو گوشی فیلم ببینیم سه نفری اینم اگه میومد بشینه له میشدیم،یکی از رفیقام هم سوتی داد گفت کی فیلم ببینیم اینم گفت فیلم چی و از این حرفا،که به زور بیرونش کردم و گفتم شب بیا،گفت باشه همینجا میخوابم بعد،وقتی خواب روشن کردیم داشتیم نگاه میکردیم پا شد،دیگه اعصابم خورد بود،بهم گفت بدون من داشتین نگا میکردین؟

گفتم خواب بودی دلم نیومد،گف عییب نداره پرید رومون منم ببینم،بعد یکی از رفیقام گف بزارین شب ببینیم،ما هم قبول کردیم سر اخلاق گندش و شوخی های بدش و دعوا هایی که با بچه کرده و الکی اونا رو زده از ش بدم میومد،هی بهم میگفت چرا با من بدی با بقیه خوبی منم میگفتم اشتباه میکنی تا اینکه یه بار کتابمو به زور گرفت منم قول گرفتم فردا بیاره.

فردا شد سه روز منم عصبانی رقتم پیشش گفتم کتابو بده قسم الکی خورد گفت خونس،منم گفتم به خاطر بد قولی هات ازت بدم میاد اونم عصبانی داشت بهم حرف میزد که اروم رفتم...

(قابل توجه رفقام)

سام معینی
۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۳۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

بالاخره امتحانات حوزه تموم و شد ما هم تیر خلاص رو به حوزه و امتحانات زدیم تا سال بعد.

ایشالا تو شهریور یکی دو درس پایه دو رو برمیدارم تا تو سال راحت باشم و بیشتر بخوابم.

چون سال سنگین بود نمی تونستم کطلب بنویسم شرمنده.

جاتون خالی الان تو حرم حضرت معصومه حسابی بهمون خوش میگذره.

جاتون واقعا خالی

دوسدارم چند تا از مستحبات روزانه رو که سعی میکنم خودم هر روز انجام بدم بنویسم شما هم انجام بدین.

1-خواندن روزانه زیارت عاشورا

روزی بزرگی به خواب کسی آمد.فرد خواب از او پرسید اگر به دنیا برمیگشتی چه میکردی؟گفت هر روز بیش از دو بار زیارت عاشورا میخواندم.

واقعا تاثیر داره و خودم تجربه کردم.

2-با جا آوردن سجده ششکر و تسبیحات حضرت زهرا و دعا تعجیل ظهور،صلوات.

3-نماز اول وقت.

علامه طباطبایی میفرماید نماز اول وقت برای رونق مال و ثروت و افزایش دارایی در دنیا عالی است.

4-نماز شب

باعث زیبایی و روشنایی چهره و ثواب عالی و تقویت حافظه میشود.

آیت الله بهجت میفرماید:اگر خیر دنیا و آخرت را میخواهید نماز شب بخوانید.

5-بهرین کار هم انجام واجبات و ترک محرمات است.

کسی از آیت الله بهجت پرسید چگونه امام زمان را ببینیم؟

ایشان فرموددند انجام واجبات و ترک محرمات.

***

واقعا حودم نوشتم.

سام معینی
۲۸ خرداد ۹۴ ، ۱۶:۰۹ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳ نظر

سلام و عرض خسته نباشید

خودم نمی دونستم عده ای چه فکرایی راجع به منو وبلاگ من میکنن.

یه نفر یه سر به وبلاگم زده بود اومد گفت چه قلم قشنگی داری منم با تعجب نگاش کردم و باورم نمیشد!!!

خوب دیگه شاید بخواین بدونین چرا دیگه کمتر مطلب مینویسم؟؟؟

چون ما هم بلی حاج اقا یا به ققول بابای گلممممممم...حجت الاسلام(اگه اشتباه نوشتمش بهم بگین دقیقا نمی دونم چطوری می نویسنش)

خوب من به نظرم اهنگ های حامد زمانی هیچ مشکلی ولی عده خیلی مخالف این حرف من هستن.

متاسفانه خیلی از طلبه های پایه یک هیچی نشده مغرور شدن و حرام است و حلال است میکنن و من خیلی این کاراشون اذیتم میکنه...

با یکی از طلبه های پایه یک خیلی سرد رفتار میکنم شاید بفهمه که بچه ها اکثرا از دستش دلخورن...

***

خوب از این بحث ها بگذریم خیلی طلبگی جای خوبیه راستش اگه ادم واقعا ادم باشه بهترین جا برای خودسازی حوزه های علمیس بایه هم حجره ای خوب با یه جلد قران با چند تا کتاب با یه ورق که توش برنامه ریزی نوشته شده.

احساس کیکنم از وقتی اومدم حوزه تازه زندگی برام معنا شده و خیلی به خدا نزدیک ترم.

حاج مهری پدر رفیق هم حجره ای سابقم به نظرم خیلی نظر جالبی داره که میگه سخنرانی مهم تر از روضه اس و روضه هم مهمتر از سینه زنیه.

اول به نظرم حرف خیلی چیز نبودم ولی الان به حقیقت حرفش دریافتم.

راستی اگه میشه تو نظراتتون معنی پامنبری رو برام بنویسین.

یه مدت که هر روز می رفتم مسجد برا منبر یکی بهم گفت پا منبری خود شیرین.

راستش هر وقت گسی بهم حرفی میزنه و سرزنشم میکنه فقط از دست خودم ناراحت میشم.

مثلا یکی اونروز بهم گفت بیاین بعد هر کلاس تو فاصله یه ربعی مباحثه کنیم من گفتم من نیستم یکم برام سخته اونم گفت تلاش نکن تا امام زمان از دستت ناراحت شه و سلب توفیق میشی و از این حرفا بعد فردا اون رز سر کلاس این اقا تو خواب هفت پادشاه بود و حاج اقا یه ساعت صداش کرد و ابروش جلو بچه ها رفت.بعد قرار من سلب توفیق بششم

خوب دیگه امری نیست

خدانگهدار

 

سام معینی
۱۱ دی ۹۳ ، ۱۹:۱۰ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲ نظر

خوووووب.

بالاخره دعوا ها و کشمکش های اداری وارد زندگی بنده هم شد و باعث انتقال همه ی اهالی مدرسه ما به یه مدرسه دیگه رفتن و...

خوب اینجا شاید حجره هاش نو ساز و شیک و پیک تر باشن ولی فضای معنوی که حوزه بروجردی داشت رو این حوزه ی امام خمینی نداره!!

***

و بله از عید غدیر بهمون شهریه می دن،فعلا ماهی هفتاد تومن اما اگه قم بودم بیشتر بود،و اما عیبی نداره،،،پایه های بالاتر که برم به تعداد مجتهد هایی که بهمون شهریه می دن اضافه میشه.

***


سام معینی
۱۸ مهر ۹۳ ، ۱۵:۱۶ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۵ نظر

روزنامه این هفته!!!

این هفته به همراه خانواده رفتیم قزانچی*.جاتون خالی البته خیلی هم خوش نگذشت.

تا رسیدیم اونجا نشستیم در تک کلبه ی کوچک نگهبانی که در گوشه اش یه تلوزیون قدیمی هست،که این تلوزیون حدود نیم سعت بعد از این که روشنش کردیم تصویرش میاد و فقط صداش هست.

بعد از اینکه تصویر اومد فهمیدیم شبکه سه داره ولی صداش رو خش خش فقط داره.

برای همین هفت سنگ شبکه سه رو بی خیال شدیم و منتظر شدیم برای مدینه ی شبکه یک.

چمران جدیدا خیلی بچه ی مردم آزاری شده از نظر کل کشور(البته از افراد کل کشور منظور کسانی است که در کمتر از یک ماه گذشته دیدنش.)

کلا اخلاقش بد شده.

مثلا شب به بابام گفت که صبح منو برای کوهنوردی بیدار کنین،اما صبح بابام تا بیدارش کرد انقدر نق نق و اه اه کرد که بابام هم از دستش عصبانی شد.

مادرم که میگه الان احتمالا تو دوران بلوغه که اینقدر اخلاقش بد و... شده!!!

برنامه های ماه رمضون امسال به نظرم برنامه ی مدینه اول قشنگه بعد ماه عسل.

اما چند روز پیش چون برنامه ی ماه عسل درباره ی قتل چند تا بچه که چند نفر جوان بی رحم وحشی انجام دادن و بعضی یا رضایت دادن و بعضی ها هم رضایت ندادن که قاتل ازاد بشه.

مثلا یه ورزشکار که وسط مسابقه یه لگد زده به سر یکی دیگه اون تو پرونده اش زدن جرم:قتل عمد و...

بابام هم از برنامه بدش اومد گفت دم افطار اعصابم رو خورد کرد و...

همین دیگه ماهم دیگه از ماه عسل محروم شدیم.

بابام از اون یکی ها هم بدش میاد اما دیگه در حد ماه عسل نه...فعلا در جستجو یه مشکله براشون.

نمی دونم جدیدا اخلاق پدرا با بچه هاشون فرق میکنه یا بابای من برنامه هایی رو که مادوست داریم رو دوست نداره اما هرچی که هست بابام فوق العادس در مسائل زندگی امروز و یه فرد موفقه!!!

 amn

  

سام معینی
۰۳ مرداد ۹۳ ، ۲۲:۰۱ موافقین ۰ مخالفین ۰ ۴ نظر